خستهام از تکرار، از امیدهای پوسیده، از نفسهایی که فقط برای ماندنند، نه زندگی.
تمامِ دلم را دادم، اما چیزی جز سکوت پس نگرفتم.
دیگر نه اشکی مانده، نه واژهای.
فقط راهی مانده، باریک و خلوت، میانِ غبارِ غروب.
میروم...
بیهیاهو، بیخاطره، بیبرگشت.
شاید در رفتن، آرامشی باشد که زندگی در ماندن ندید.🍂🖤🕊️🗄️