2777
2789
عنوان

الان درک میکنم

58 بازدید | 1 پست

ادمایی رو که سالم بودن و عقلشون از دست دادن همش فکر میکردم مگه میشه کنترل عقل دست خودشه دیگه چشه خله ؟

بعد از زجر هایی که کشیدم تبدیل شدم به یه ادم روانی و دییووونه خودم اینو قبول دارم ولی از چی میسوزم از این که ادمایی که این بلارو سرم اوردن میگن از اول خنک بودی ...در صورتی که یه بچه بی گناه و معصوم بودم دختری بودم که از دیوار صدا در میومد از من نه هرکسی اتیشم میزد تنها قدرتم فقط گریه کردن بود و بس ...بعد از اینکه برای بار دوم مادر شدم و دیدم به خاطر ضرباتی که بهم وارد شده بچم مشکل داره کمی زبونم تیز شد دیدم سال به سال داره نه تنها به من بلکه به بچه هامم ظلم میشه تصمیم گرفتم یکم از بچه هام دفاع کنم ولی دیدم نمیشه کم کم از همه لحاظ روانی شدم دیگه مردو زنش پیر و جوونش مهم نیست اتیش میزنم روز گار کسی که یه لحظمو بخواد خراب کنه قدیما انقدر شوهرم ظرف میشکست انقدر من و میزد گریه میکردم بعدبچه دومم انگار خدا قدرت داد بهم و واقعا از زندگی الانم راضیم گاهی ناراضی میشم چون گذشته خیلی تلخی بود و ترسناک ولی بازم خدارو شکر تونستم خودمو تعغیر بدم و ادمی بشم که دلم میخواد

جلوی ادمای شرور و سادیسمی همون اول وایسا چون عادت میکنن به تو سری خور بودنت وقتی بخوای ازخودت دفاع کنی همرو باهات دشمنمیکنن

انگار تو سری خور بودن و ساکت بودن و منفعل بودن میشه وظیفت حتی روی جهرت اثر میزاره بقیه متوجه میشن این نمیتونه از حقش دفاع کنه بزنیم تو سرش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز