ببین مادرشوهر من با برادرشوهرم بحثشون شد
عقد دخترِ برادرشوهرم بود
مادره گفت هیچکی حق نداره بره
ما هم گفتیم اینجور شده خوب نمیریم
یدفعه شب بود فهمیدیم خانم پاشده اومده عقد
فقط ما و خواهرشوهر کوچیکم نرفتیم
شوکه شدیم فقط الکی دعوا انداخت و نرید و نمیریم گفت
اخرم خودش بدو بدو رفته بود
من میگم بابات نمیاد نره
بقیه تون برید زشته جلو عروس