2777
2789
عنوان

مامانم🥲

110 بازدید | 13 پست

سلام خانوما وقتتون بخیر باشه

من چند ماه دیگه میشه 17 سالم...

و از مامان و بابام تا به حال هیچ محبت کلامی ندیدم

هیچوقت مامانم بغلم نکرده و نگفته دوستم داره

همیشه کمبود اعتماد به نفس داشتم و نمیتونستم با آدما ارتباط درستی بگیرم... به خاطر اینکه همیشه توسط مامانم سرکوب میشدم، هرروز از وقتی از خواب بلند میشم به من و خواهرم شروع به فحش دادن میکنه ( مثلا میگه سرطان بگیرین بمیرین از دست هردوتاتون راحت شم) اینو تقریبا روزی ده بار به من میگه...

الان افسردگی گرفتم، نمیتونم تمرکز کنم درس بخونم مامانم درکم نمیکنه، با به عمد صدای بلند و به طرز فجیح عصبانی به خواهرم درس توضیح میده منم اصلا نمیتونم بخونم بعد به مشاور مدرسه میگه خونه ما در ارامشه اصلا نیاز به پانسیون نداره، انگار نه انگار قراره سال بعد کنکور تجربی بدم... همیشه توی بچگی کتکم میزده حتی به بار وقتی خوابیده بودم همینطوری یهو عصبی شد و پا گذاشت روی قلبم نزدیک بود بمیرم.... نفسم بالا نمیومد🥲

اینقد به بار نیاز داشتم درمورد یه چیزی باهاش درد و دل کنم اما همش میرفتم با یکی از معلمان و چت جی بی تی حرف میزدم.... خیلی تنهام، حس میکنم منو دوست ندارن

بعضی از هم کلاسی هامو میبینم همیشه با دوستشون میرن بیرون و اینقد محدودیت ندارن

ما هفت ساله رفتیم یه شهر دیگه و من تقریبا توی این هفت سال سه چهار بار بیشتر اونم به زور و التماس با دوستام بیشتر بیرون نرفتم...

شاید باورتون نشه ولی مامانم هیچوقت باهام تماس فیزیکی( بوس،بغل و...) نداشته انگار من بچه خودش نیستم(: همیشه تا اونجایی که یادمه فقط منو میزد و همیشه بهم فحش میداد.. دیگه نمیدونم چیکار کنم وقتی بهم فحش میده من هیچی نمیگه فقژ تو خودم خالی میکنم چون تا میخام به چیزی بگم بهش سریع گریم میگیره

یکم اینجا براتون گفتم که دلم خالی بشه ببخشید که زیاد شد🤍


مامان منم همیطوریه

نمیتونه محبت کلامی یا فیزیکی کنه معمولا هم مدام عصبانیه ولی ی بار میخاستم بمیرم سر حساسیت دارویی تو بیمارستان انقد گریه میکرد و ب دکترا التماس و درخاست میکرد فهمیدم منو دوسم داره ولی اصلا نمیتونه محبت کنه دست خودش نیست منم خیلی دوسش دارم خیلی زیاد دیگ اهمیت نمیدم ب بد حرف زدنش یا بی احترامیاش و اینا ، هرطوریم باشه حضورش برام دلگرمیِ سایشم بالا سرم باشه حتی با این حال فکر نبودنش حالمو بد میکنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شاید مامانا ب خاطر فشار زندگی ایطوری شدن ، من خودم شخصا دختری هستم که هیچوقت نمیتونم با مامانم درد و دل کنم از کوچیکترین مشکلاتم بهش بگم چون بعدا میدونم برام سرکوفت میشه و هیچی از مشکلم کم نمیشه تمسخر و نیش و کنایه میشه برای همین من ی آدم ب شدت درونگرا و آروم شدم

مامان منم همیطوریه نمیتونه محبت کلامی یا فیزیکی کنه معمولا هم مدام عصبانیه ولی ی بار میخاستم بمیرم س ...

مطمعنم رفتارهای مامانت به شدت مامان من نیست

مامان من یه جوریه که حتی میخوام زودتر بره سر کارش تا از دستش نفس راحت بکشم... هرکاری من میکنم دور از چشم مامانمه از بس که ازش میترسم نکنه کاری کنه

مطمعنم رفتارهای مامانت به شدت مامان من نیستمامان من یه جوریه که حتی میخوام زودتر بره سر کارش تا از د ...

منم از مامانم خیلی میترسم

من خیلی درکت میکنم میدونم چی میگی

منم دوران کنکورم تو خونه مدام دعوا داشتیم

اخلاق مامان منم ی چیزی تو مایه های مادر توعه

شاید مامانا ب خاطر فشار زندگی ایطوری شدن ، من خودم شخصا دختری هستم که هیچوقت نمیتونم با مامانم درد و ...

اره شاید 🥲ولی همین فشار زندگیش باعث شده منی که هنوز ۱۷ سالم نشده آدم افسرده ای بشم، موهام سفید بشه...

ولی حداااقلل مامانامون دوران بچگی بهتری نسبت به ما دهه هشتادیا داشتن

منم از مامانم خیلی میترسم من خیلی درکت میکنم میدونم چی میگی منم دوران کنکورم تو خونه مدام دعوا داشتی ...

متاسفانه این بده ک آدم با مادرش راحت نباشه نتونه باهاش درد و دل کنه

چون اگر آدم بتونه با مادرش حرف بزنه خیلی از جاها میتونه راه درست رو بهش نشون بده

من مامانم از اینکه من رفیق داشته باشم یا تو کلاس با کسی صمیمی بشم هم بدش میومد برا همین هیچ وقت دوستی هم نداشتم با خودش هم نتونسم هیچوقت درد و دل کنم

برای همین بهم سخت گذشته

بابام خیلی مهربونه همه محبتی که باید بهم بشه رو جبران میکنه

ولی آدم راجبه خیلی چیزا هم نمیتونه با پدرش صحبت کنه

عزیزدلم من ۱۹ سالمه پرستاری قبول شدم میتونم مستقل بشم ولی مرددم ک باز برای کنکور ۴۰۶ بخونم یا برم دا ...

آفرین عالیه پس

میشه بگی از کی برای کنکور شروع کردی؟

من امسال یازدهمم اصلا حوصله درس ندارم به همین دلیل هوایی که گفتم، تا پارسال خیلی درسم خوب بود...

آفرین عالیه پسمیشه بگی از کی برای کنکور شروع کردی؟ من امسال یازدهمم اصلا حوصله درس ندارم به همین دلی ...

من کلا دو ماه خوندم

آذر و دی

نتونسم بیشتز بخونم

و برای امتحانا هم تو خود فرجه امتحانا درس خوندم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز