مثه چشمه ها نبود
مثه آسمون نبود
اون ک دیوونم کرد
لایق جنون نبود
همه چی دروغ بود
همه چی نقاب بود
بخت خوش خیال من
خوابه خوابه خواب بود....
من باید میرفتم با قطاری ک برات آخرین گلوله ی اخرین خشاب بود
من باید میرفتم زوده زوده زوده زود
یکی تو خاطره ها زخم برداشته بود