من سر دوتا چیز از دست همسرم ناراحت بودم اول اینکه جلو خانوادشو سرم داد زد دوم اینکه بهم گفت بیا بریم جمع مختلط، ولی من نرفتم اونوقت اون خودش تنهایی رفت
حالا امشب برام انگشتر خرید من نگرفتم گفتم نمیخوام
اونم رفت
حالا عذاب وجدان دارم اما بخدا رد دادم از این زندگی آخه بی مسئولیتی و رفیق بازی ها به طرف بی احترامی ها یه طرف
به نظرتون باید انگشترو می گرفتم و آشتی می کردم ؟
آخه خیلی عصبی شدم که وقتی من نرفتم اون خودش تنهایی رفته تو جمع مختلط