تو خیابون و اینستا که میری باورت نمیشه اینجا ایرانه، مخصوصا شیراز، قبلا فقط خوشگلای نچرال تو چشم بودن الان دیگه همه با عمل و کلی رسیدگی خوشگل شدن😁امیدوارم اینقدر که ظاهرا پیشرفت کرده ذهنیت و شخصیتام رشد داشته باشه
پاینده ایران و ایرانی❤️🕊💚ایرانی بودن این روزا یه جور دیگه ای بهم میچسبه😍سر همه ی هم میهنان میهن دوستم سلامت😘 از میان آزادی و نان،آزادی را انتخاب میکنم تااگر گرسنه ماندم،بتوانم فریاد بزنم گرسنه ام 👌🏻گفت ما ادامه داریم هیچ وقت مارو حذف نمیشه کرد،به رنگین کمون سنگ نمیشه زد🌈میرسه پایان شب سپیده دم🌞از اونجایی که یادمه، همه فقط خواستن برن بهشت،هیشکی نخواسته بسازه بهشت🌚تو بگو بهشت چی شدش؟ اینجا هرکی مرد که رفتش زیر خاک.. چه میدونم خدا مثلا من اگه جات بودم همه رو نجات میدادم🥺..پیج واژینیسموس دات آی آر رو فالو کنید💜
وای گفتی🤣 تو اینستا که همه داف و پلنگن اون معمولیام ک تو خیابون میبینیم همشون منم
باز باران با ترانه با گوهر های فراوان. می خورد بر بام خانه یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگل های گیلان کودکی ده ساله بودم نرم و نازک چست و چابک با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو می پریدم از سر جو دور میگشتم ز خانه می شنیدم از پرنده از لب باد وزنده داستان های نهانی راز های زندگانی برق چون شمشیر بران پاره میکرد ابر ها را تندر دیوانه غران مشت میزد ابر ها را جنگل از باد گریزان چرخ ها میزد چو دریا دانه های گرد باران پهن میگشتند هرجا بس گوارا بود باران به چه زیبا بود باران می شنیدم اندر این گوهر فشانی رازهای جاودانی بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا زندگانی خواه تیره خواه روشن هست زیبا هست زیبا هست زیبا
باز باران با ترانه با گوهر های فراوان. می خورد بر بام خانه یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگل های گیلان کودکی ده ساله بودم نرم و نازک چست و چابک با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو می پریدم از سر جو دور میگشتم ز خانه می شنیدم از پرنده از لب باد وزنده داستان های نهانی راز های زندگانی برق چون شمشیر بران پاره میکرد ابر ها را تندر دیوانه غران مشت میزد ابر ها را جنگل از باد گریزان چرخ ها میزد چو دریا دانه های گرد باران پهن میگشتند هرجا بس گوارا بود باران به چه زیبا بود باران می شنیدم اندر این گوهر فشانی رازهای جاودانی بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا زندگانی خواه تیره خواه روشن هست زیبا هست زیبا هست زیبا
از این زورم میگیره ما بین نچرالا چهرمون خوبه ولی با عملیا مقایسه میکنی افتضاحه🫠
اتفاقا من طرفدار سفت و سخت نچرالم
عملی چیه همه شبیه هم شدن
باز باران با ترانه با گوهر های فراوان. می خورد بر بام خانه یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگل های گیلان کودکی ده ساله بودم نرم و نازک چست و چابک با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو می پریدم از سر جو دور میگشتم ز خانه می شنیدم از پرنده از لب باد وزنده داستان های نهانی راز های زندگانی برق چون شمشیر بران پاره میکرد ابر ها را تندر دیوانه غران مشت میزد ابر ها را جنگل از باد گریزان چرخ ها میزد چو دریا دانه های گرد باران پهن میگشتند هرجا بس گوارا بود باران به چه زیبا بود باران می شنیدم اندر این گوهر فشانی رازهای جاودانی بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا زندگانی خواه تیره خواه روشن هست زیبا هست زیبا هست زیبا