خیلی ترسیده بودم ولی وقتی بیدار شدم خــــــــــیلی ناراحت بودم حس کردم یجور توهینه ب شخص مرحوم اون چهره ی خنده دار و ترسناک
خواب دیدم با x رفتیم قبرستون چون همیشه وقتی بیرونم باهاشم اونم بود تو خوابم، خواب دیدم هوا خیلی ابریه بعد یجوریه بارونم نمیاد کلا خیلی دلگیره، x عقب تر وایساد من رفتم سر قبر g ک با صحنه ای وحشتناک مواجه شدم.. بک گراند عکس روی قبرش یه هوای ابری بود مثل هوای همونجا، بعد صورتش خیلی وحشتناک شده بود تقریبا مثل ادم فضایی اونو ک دیدم جیغ زدم و حدس میزدم کار جن باشه گوشیمم رو قبر جاگذاشتم دوییدم پیش ارمین گفتم برو قبر رو نگاه کن انتظارداشتم توهم زده باشم ولی ارمینم اومد دید خیلی ترسید بعد شروع کردم به بسم الله گفتن و بقیش فکر نمیکنم مهم باشه اون دیگه بخاطر افکارم بود ولی ایناایی تعریف کردم قطعا بخاطر افکار نبود
بعد جریان چیه عدد 3 رو تو همممممه ی خوابام میبینم
تو این خوابمم بود در ادامش