پدر و مادر شاغلن؟ دو قل دیگه چه می کنن؟😁
دقیقا به نظرم اینو برید به خانواده بگید که خسته شدید. نفر برا کار خونه بگیرن😅
تو خونه ما اون قدیم کارگره من بودم اشپز خواهر بزرگم، درس خون که فقط استکان های چایی رو می شست آجی کوچیکه م بود.
اینقدر گیس کشی می کردیم سر کار خونه. مامانمم بعد از خجالت مون درمیومد😅. بزرگه قهر می کرد و اعتصاب غذا و تو اتاق خودشو حبس می کرد. نمی دونم چطور زنده موند. دو روز پیش که خونه مامانم جمع. بودیم بهش گفتم تصور می کردم که در جادویی تو اتاقت بود که پر غذا بود😁. وگرنه توصیفی برا دلیل زنده موندنش نمی بینم، از دست پخت مامان نمی خورد تا کار خونه نکنه. یعنی حاضر بود بمیره ولی کار نکنه🤣 الان برا دوقلوهاش صبح تا شب می دوه. من برعکس خونه شوهرم اصلا حوصله کار کردن ندارم. به اندازه کافی تو خونه بابام کار کرده بودم 😂. جاش شوهرو بچه رو یاد دادم از خودشون توقع داشته باشن همکاری کنن.
خواهر کوچیکمم همش درس می خوند اونقدر نفرینش می کردم که تو درس به جایی نرسه اما الان معلم سرشناس شهرمونه، آهم نگرفت 😂😂
الان خونه مامانم جمع میشیم این دوتا همش می شورن و تمیز می کنن من پیش مامانمم میگم ببخشید کمرم درد می کنه😁. تازه اونا اصرار که خودشون بشورن دومس بره بشینه. مامانم میگه جل الخالق، آیا این سه همان دخترانی نبودن که به خاطر یه سفره پاک کردن جنگ می کردن؟؟😅