ما نزدکیای عروسیمونه داریم تدارکات جهاز اینا میبینیم...من از خونواده شوهرم راضی هستما باهم مشکلی نداریم ولی امروز ی چیزییی خیلیی ناراحتم کرد...امروز رفتم خونه مادرشوهرم نمیدونم بحث از کجا کشید ب لحاف تشک عروس..میدونم الان این چیزا دیگه زیاد مهم نیس و رسومات قدیمیه ولی مم با تفکر پشتش مشکل دارم...مادرشوهرم برگشت گف اره منم یه دست اماده کردم بدم به مهدییی...منو میگی بهم برخورد گفتم ینی چی ب عروس نمیدین پس؟ معمولا دوتا میدن دیگه اگه بخوان بدن ینی چی فقط ب مهدییی...گف باشه میخوای دوت ابدم گفتم نه چیزی ک زیاده لحاف تشکه واسه مهدیم خواسی نده اصلا میمونه ته کمد (میر) میزنه🤣🤣🤣 حیلی ناراحت شدم اخه از حرفش ینی چی فقط ب پسرم میدم