2789
عنوان

واسه شوهرم کادو خریدم زد تو ذوقم

181 بازدید | 10 پست

لباس براش خریدم روز مرد بود دیروز با کلی ذوق رفتم خونشون سوپرایزش کردم با گل و باکس و اینا

اولش چیزی نگف ک ناراحتم نکنه آخرش گف ن من خوشم نمیاد از این مدل من فقط از فلان جا میخرم لباسه اینجاش اونجوری اونجاش فلانه نمیدونم چی بچها من خیلی پول نداشتم ک بخوام لباس گرون بخرم کلا دقیقه نود هم یادم افتاد دیگ یهویی شد دستم خالی بود بش گفتم دیگ عمرا برات چیزی بخرم انقد بد گیر میده و سلیقش عجیبه حالا استایلش نگا کنی اونقد خفن نیستا فقط تو خرید من سخت میگیره قبلا یه بوت برااش خریده بودم ی هدفون ی ایرپاد هیچکدومو استفاده نکرده تاحالا حس میکنم متنفره از اینکه براش چیزی بخرم نمیدونم

لیاقت نداره، ادمی هم که لیاقت نداره پس ولش کن

اگه داری اینو میخونی؛ میخوام بهت بگم که هیچوقت نباید امیدت و از دست بدی، توی لحظه ای که فکر میکنی به تهش رسیدی و دیگه نمیتونی ادامه بدی خدا برات یه معجزه میفرسته🌱 پس لطفا ادامه بده... چون تو قطعا میتونی به خواسته هات برسی به قول الهه ی قمشه ای: «آرزو دلیل بر استعداده؛ اگه استعدادشو نداشتی یا قرار بود بهش نرسی خدا هیچوقت تو سرت نمیداختش🦋»اینو یاد بگیر که تو با توهین نمیتونی اعتقاد کسی رو عوض کنی پس احترام خودت رو نگه دار😇

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



چرا مردا بی احساسن واقعا ک

خنگند نمیدونند چقدر دلمون میگیره

اما شوهرمن هرچی گرفتم بنده خدا خوشحال شده

الیس الله ب کاف عبده   خداوند برای بندگانش کافیست،  درخواست دوستی ندید شرمنده نمی‌پذیریم   متأهل ومتعهد

منم ی بار براش ی تیشرت خریدم یکی دوبار پوشید دیگه همون‌جوری تو کمد اویزونه ...دیگه هیچی واسش نخریدم 

امسالم روز مرد ی تبریکم نگفتم بهش ... اون پولاشو خرج خودش می‌کنه من برای چی چندرغاز پولامو برای اون خرج کنم 

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792