2821
2789
عنوان

عقب ماندگی ذهنی

243 بازدید | 7 پست

من همیشه بعد از اینکه از اینکه از هنرستان خارج میشم یه مسافت کوتاهی رو باید طی کنم و از یه پل هوایی رد شم هر روز چند روز پیش من داشتم رد میشدم به انتهای پل میخواستم برسم که یه پسری اومد بزرگتر از منه و عقب ماندگی ذهنی داره رفت سراغ اسانسور اول با اینکه اسانسور این پل خرابه بعد اومد از کنارم رد شد من همینطوری از ترس خشکم زد تا اینکه رد شد چون غیر از من و اون دیگه کسی رو پل نبود 

اینو به مامانم گفتم مامانم گفت اشکال نداره اتفاقا ادمای اینطوری کم آزارن 

بعد امروز که دوباره اومدم از پل رد شم دقیقا همون پسره وسط راه ایستاده بود و من از ترس نمیدونستم چجوری باید رد شم بعد یکم موندم تا اینکه از پشتش رد شدم و اون یه جوری بهم نگاه کرد 

بعد من بدو بدو رفتم 

متاسفانه راه دیگه ایی نیست که من از جاده رد شم فقط از همین پله میتونم رد بشم 

چیکار کنم من از این میترسم کسی هم باهام نیست یا هم مسیرم نیست که این مسافت کوتاه رو طی کنم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اسپری فلفل برای اطمینان با خودت ببر ... نمی‌دونم تو مغازه ها میشه پیدا کرد یا نه ... که اگر خدای نکرده سراغت اومد اسپری بزنی ....

تنها راهی که به ذهنم میرسه... نباید تحویلش بگیری ...بهش نگاه نکن و راه خودت رو برو 

کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

اسپری فلفل برای اطمینان با خودت ببر ... نمی‌دونم تو مغازه ها میشه پیدا کرد یا نه ... که اگر خدای نکر ...

من حتی بهش نگاه هم نمیکنم 

فقط میبینمش خشکم میزنه ترسم میگیره  نمیدونم چیکار کنم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز