قدیما مثل الان نبود که بری دایرکتی چیزی بش پیام بدی ازت خوشم اومدهو اینا و رابطه شروع شه،سال ۸۲ دبیرستان بود یه دختره بود مدرسشون کنار ما بود به خیلی شیکو سرو سنگین به کسی محل نمیداد،یه روز رفتم آش خریدم بردم خونه توکاسه گذاشتم روشم با دارچین نمیدونم چی نوشتم بردم در خونشون،خودش درو باز کرد گفتم همسایه دوتا کوچه پایینیم مامانم نذری درست کرده خوشمزه بود این شماره منه شب اس بده🙂،خلاصه شب زنگ زد خیلی پرویی و این حرفا و رابطه شروع شد😊