تو این دنیا تقریبا میشه گفت جز من کسیو نداره.یه پدر پیر داره،مادرش فوت کرده با چند تا داداش سرد و بی عاطفه که سالی یه بارم بازور همو ببینن.صبح تا شبم کار میکنه،همشم در حال کار کردنه اما انگار هیچی به هیچی.گاهی احساس میکنم به خاطر اینکه منو مسافرت نمیبره ازم خجالت میکشه و شرمنده میشه.سه چهار تا دوست و رفیق هم داره که فقط با یکیش صمیمیه در کل آدم درون گراییه.بیچاره به خاطر شغلش تفریح نداره😔من خودم اجتماعی ام هر از گاهی با دوستام بیرون میرم اما شوهرم نه