لصلا حوصله هیچی ندارم. به زور کارامو میکنم. کسی دعوتم میکنه مهمونی انگار مرگمه. چیزی خوشحالم نمیکنه دلم میخواد کلا یه جای تاریک و ساکت باشم کسیم کار نداشته باشه بهم
دلم آشوبه .هر روز هر لحظه... یکی که خوشحاله و میخنده واسم عجیبه کاراش که چجوری میتونه انقدر شاد باشه