بچه ها ما حدود چند ماهی هست دوست شدیم و پسر خیلییی خوبیه و چند روز بود که بهش میگفتم تکلیف منو مشخص کن منو واقعا میخوای یا برای سرگرمی امروز رفتیم بیرون میگفت من هیچی ندارم تا چند سال دیگه باید درسمو بخونم ارشد عمران بگیرم که به ی درامدی برسم و ی عالمه حرف زد که بیام جلو خونه از کجا بیارم یا غذا از کجا بیارم من سگ زندگی دوست ندارم.
منم گفتم خب حیف شد من نهایت یک سال باهات بمونم اون میگفت حداقل۷سال نیاز دارم که بتونم خودمو جمع کنم
منم گفتم برسونم خونه دیگه حرفی نیست خیلی از دیروز که بحثش شد ناراحت بود و بود گفت باشه میبرمت پس میخوای تمومش کنی.
حقیقتش منم خیلی ناراحت شدم و گریم گرفت و ی عالمه جیغ زدم سرش که گه خوردی وقتی اینطوری میای زندگی منو نابود میکنی
راستش اونم چشماش سرخ شد و گریه کرد
بنظرتون پاش بمونم یا نه؟