همش به شوهرم(عقدیم)گیر میده
ی روز باهاش خوبه میگه که اره پسر خوبیه دوستت داره فلانه
ی روز اینقدر در گوشم میخونه و میگه این چیه نمیخوادت
اینجوری و فلانه و ...واقعا خسته شدم از کارای مامانم
بیشترین اشتباه هم از خودم بود که یکی دوبار اول که بحثمون شد به مامانم گفتم .. حالا همونا رو میکوبه تو سرم
فردا با نامزدم میخواستیم بریم بیرون
بخاطر اینکه نامزدم به مامانم گفته دیگه فایده نداره فردا بخوایم خرید کنیم الان مامانم میگه من فردا نمیام😐
هرچیم میخوام قانعش کنم بهم فحش میده و میگه تو احمقی