یه زمانی(4 سال پیش) بدون اینکه درس خون باشم و اصلا برام مهم باشه
نشستم ازینور اونور کتاب متاب جور کردم شروع کردم درس خوندن واسه کنکور، هدف خاصی ازش نداشتم صرفا دیدم همه میخونن منم خوندم
تهش رتبم شد 6500 منطقه 3 و رشته پرستاری اوردم حتی انتخاب رشتمم سرسری بود یه دبیری زده بودم، یا پرستاری یه هوشبرییی و.... 😑
ولی به محض قبول شدنم تو دانشگاه همش حسرت اینو میخورم چرا بیشتر تلاش نکردم چرا هدفمند جلو نرفتم و....
که دندون و پزشکی
4 سال میگذره هنوزم هربار که کنکور جواباش میاد من حسرتم بیشتر میشه، بماند که کلا ادم درس خوندنم نیستمااا اون دوسالم نمیدونم چطور شد اصن
ولی در کل میگم کاش همونموقع تیر خلاص و میزنم 💔
این ترم اخری خیلیییی راجب اینکه چه راهی برا ایندم پیش بگیرم سردرگمم