هر وقت میره بیرون ومیاد یا حتی تو اتاق باشه یواشکی سرک میکشه که ببینه گوشی دستمه یا نه
اصلا عذابی شده برام
اینقدر دیگه از جروبحثاش خسته شدم هروقت گوشی دستمه میاد چنان هول میکنم گوشی و بردارم که بیشتر مشکوک میشه
خیلی خسته ام
خیلی پشیمونم که هر دفعه ی چیزی ازش دیدم آتیشش نزدم
خدا لعنت پدر بی غیرتمو
اگه پشتم بود الان این مشکلاتو نداشتم
اگه زنگ بزنم بهش بگمم میگه راست میگه گوشی کمتر دستت بگیر