این شرایطی که میگم رو داره خودم موندم چی بگم بهش
خانواده پارتنرش و خودش از رابطشون خبر دارن فقط بابای دختره نمیدونه.
قصدشون از رابطه صد در صد ازدواجه
اما بخاطر سخت گیری های خونواده دختره نمیتونن زیاد باهم وقت بگذرونم پسره خیلی درکش میکنه.
خیلی باهم رفتن بیرون کافه،سینما،رستوران و.......
یه ساله باهم تو رابطه ان همو کامل میشناسن.
هر دوتاشون فعلا شرایط ازدواج رو ندارن میخان بزارن برا یه مدتی که شرایط اوکی شد پسره هم فعلا شرایط خواستگاری رو الان ندارع.
دختره با مادر پسره،، پسره هم با مادر دختره صحبت کردن باهم،تو این یه مدت بحث اعتماد شده قبلش باهم خیلی بحث کردن و پسره از دختره هیچ عکسی نگرفته بخاطر اینکه دختره خونوادش سخت گیری بودن در این حد پسره درکش کرده
الان پسره میگه باید بیای خونمون فقط و فقط بخاطر اینکه بفهمم بهم اعتماد. داری و اینکه پسره قسم خورده هم جلوی مامانش و هم به دختره قسم خورده چون برای ازدواج میخامت قبل ازدواج دستکم بهت نمیخوره
بعد پسره به دختره گفته باید بیای حداقل تو حیاط خونمون
بچه ها از لحاظ پسره از صد در صد صدویک درصد مطمعن باشین که کاری نمیکنه ذات خوب خوش اخلاق همه چیش اوکی.
بگه بیا تو حیاط خونمون. میرین؟؟میه فقط یه بار بیا چون ازت هیچ چیزی نخاستم بخاطر اعتمادم تا الان.
و اینکه بگه بیرون هم کمتر میریم چون آشناها مارو باهم نبینم بخاطر شرایط دختره