دوران دبیرستان یه دوست داشتم سال ۸۷, ۸۸
که عاشق یه پسر شده بود
اینا با هم دوست شده بودن
و پسره خاستگاری هم رفت! مامان بابای دختره جواب رد دادن
هررررکاری کردن این وصلت نشد که نشد!
پسره هم تو این مدت کادو میخرید برا دوستم
موبایل و سیم کارت ( که یواشکی به هم زنگ بزنن)
بابای دوستم گوشی خود دوستمو گرفته بود که مثلا نذاره اینا با هم در ارتباط باشن!
خلاصه...کادوهای دیگه و طلا و سکه و...اینا هم خریده بود!
بگین خب...تا ادامشو بگم😂