2777
2789
عنوان

بیاین یه تعریف براتون بکنم 😂

119 بازدید | 12 پست

دوران دبیرستان یه دوست داشتم سال ۸۷, ۸۸

 که عاشق یه پسر شده بود 

اینا با هم دوست شده بودن

و پسره خاستگاری هم رفت! مامان بابای دختره جواب رد دادن 

هررررکاری کردن این وصلت نشد که نشد! 

پسره هم تو این مدت کادو می‌خرید برا دوستم 

موبایل و سیم کارت ( که یواشکی به هم زنگ بزنن) 

بابای دوستم گوشی خود دوستمو گرفته بود که مثلا نذاره اینا با هم در ارتباط باشن! 

خلاصه...کادوهای دیگه و طلا و سکه و...اینا هم خریده بود! 


بگین خب...تا ادامشو بگم😂

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

گذشت و اینا دیدن اصلا امکان ازدواجشون نیست و اینا کامل با هم کات کردن

تمام هدایا هم از جمله گوشی و سیم کارت و طلا و سکه ها رو محیا داد باباش و برد داد به پسره 

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

پسره چن سال بعد ازدواج کرد 

محیا هم با یکی دیگه نامزدی

من خواهر پسره رو می‌شناختم با هم میرفتیم باشگاه

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

یه تایمی طلا خیلی گرون شد! 

این پسره هم نمیدونم چه فعل و انفعالاتی تو مغزش رخ داد که زنگ بابای محیا زد گفت من پنج تا سکه دادم محیا شما سه تا به من پس دادین

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

فکر کرده بود بابای محیا هم از ترس آبرو اینا میاد میگه بیا دوتا سکه رو بگیر و برو به سلامت! 

ولی از محیا که پرسیده بود گفته بود تمام سکه فقط سه تا بود که پس دادیم! 

خلاصه محیا به من زنگ زد و گفت اینجوری شده و دوست ندارم علی( نامزدش) بفهمه و... چیکار کنم؟

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

منم که خواهرشو میشناختم از قبل،

  خواهره نمیدونست دوست محیا هسم نگفته بودم بهش چون لزومی نمیدیدم در مورد گذشته ها صحبت کنم!

 پسره منو میشناخت ولی از اونطرف هم نمیدونست که با خواهرش میرم باشگاه( البته اون تایمی که محیا و پسره با هم بودن من خواهرشو نمیشناختما! بعد ها تو باشگاه فهمیدم کیه!)

زنگ زدم به خواهره گفتم مگه داداشت زن نداره؟ 

چرا دوباره برا محیا مزاحمت ایجاد میکنه؟ 

زنگ زده اخاذی کنه و....

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

بیچاره خواهره زبونش بند اومده بود هنگ کرده بود نمیدونس چی بگه! 

گفتم بهش بگو فلانی گفته ببینم دوباره رفتی سراغ محیا، به زنت زنگ میزنم 

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز