بخدا اینقد فشار میاد رو سرم از دستش موقع حرف زدن ک چشامحس میکنم از جا داره کنده میشه😭🤯
قرار شد بریم خونه بابام بعد گندی که زده بود جمع کنه با مشاور صحبت کرد چون اونشب باهم بحث کردیم به خانوادم اطلاع داد فکر کرد درست میشه ولی بد شد و اونا با من بحث کردن و حق و ب اون دادن و امشب بعد چندوقت رفتیم و اون هیچینگف ب بابام و من فقط داشتم از خودم دفاع میکردم و ناامید شدم ک امیدواری داد ک خودم حلش میکنم و نگرانیتو نسبت ب بابات رفع میکنم ولی هیچی نگفت و توضیح نداد ک فکر اونا نسبت ب من اشتباه بوده و باید بزارن مستقل شم ...اومدیم خونه میگه من حرف زدم تو خیلی نامردی ک متوجه نمیشی دارم روانی میشم از دستش رسمن یه بازی روانی راه انداخته الانم رفته تو حموم نشسته و لامپارو خاموش کرده و فکر میکنه ..چیکار کنم بحا اینکه مشکلاتی ک بوجود میاره رو حل کنه بیشتر خراب میکنهو اخر میره تو لاکش ..چیکار کنم منو بفهمه و دست ازین بچه بازیاش و نفهم گریش برداره😕💔
دیشب همه شب در برم آن سلسله مو بود من بودم و او بود می بود و سه تاربود و صبا بود و سبو بود من بودم و او بود دامان چمن پر گل و در دامن گلزار من بودم و دلدار مه دلکش و گل نغز و هوا غالیه بو بود من بودم و او بود
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
اگر مربوط یه تووباباته چرا همسرتو گذاشتی دخالت کنه؟
ن مربوط ب منو همسرم بوده همسرم گزاشته خانوادم دخالت کنن چون فکر میکرد حل میشه با اینکه تو این ۳ سال کلی بحث داشتیم نمیدونم چرا حماقت کرد آخرشم اونا با من بحث کردن
دیشب همه شب در برم آن سلسله مو بود من بودم و او بود می بود و سه تاربود و صبا بود و سبو بود من بودم و او بود دامان چمن پر گل و در دامن گلزار من بودم و دلدار مه دلکش و گل نغز و هوا غالیه بو بود من بودم و او بود
ن مربوط ب منو همسرم بوده همسرم گزاشته خانوادم دخالت کنن چون فکر میکرد حل میشه با اینکه تو این ۳ سال ...
باید ب خانوادت محترمانه بگی ک اشتباه کردیم بهتون گفتیم سعی میکنیم خودمون حلش کنیم به شوهرتم بگو عواقب دخالت خانواده هاخیلی بده ازین ب بعد ادم باش کسیو دخالت نده تو دعواهامون😐
منم برامپیش اومده
۷ساله تو زندگی مشترکم
تاحالایه بارمخانواده هامونو دخالت ندادم بعد یه بارجلوی مامانم بامن دعواکرد مامانم بعدا دوتامونو نصیحت کرد ولی شوهرم گیجول بزااشت زنگ زد مامانش اومد اون ولی بدجور دخالت کرد شوهرم خودش دید چ گندی زده ازون وقت پشیمونه
باید ب خانوادت محترمانه بگی ک اشتباه کردیم بهتون گفتیم سعی میکنیم خودمون حلش کنیم به شوهرتم بگو عواق ...
خب مشکل اینه شوهر من نمیفهمه و من دارم از دستش روانی میشم
بخداااااااا ب پیر به پیغمبر بعد اون اتفاق حدود دو هفته یا بیشتره من نرفتم طی این چند وقت نشستم گفتم ب بابام اینارو بگو ک درست شه هم من راحت شم هم اونا فکر نکنن دیگه باز جیزی نگفت و گقت یادم رفت بخدا چرا باید یادش بره تو زندگی من دارم ی تنه له میشم🤯🤯🤯🤯🤯😭😭😭😭😭😭😭😭😭