ترخدا باهام صحبت کنین باهام بگین چرا
من متولد فروردین ۸۶ام
از وقتی ۱۸سالم شد
قُد شدم
سر سنگین شدم با همه ارتباطم کم شد
عصبی شدم
در از تنش و وسواس فکری
الان میرم سرکار جایی فروشنده ام
رقابتی شدم
حسود شدم چیزی که هیچوقت نبودم چون همیشه از خودم راضی بودم
الان بی اعتماد بنفس ترینم
هیچکس دوسم نداره
از اینکه همه مورد توجه ان غیر من متنفرم
من حتی جنس محالفی که باهاش چت کنم ندارم
همکارام همه اهل پز
ما پارتنر داریم
دوسمون داره فلان کار میکنه فلان چیز میخره....
دیگه از خوشی کسی خوشحال نمیشم
اصلا دیگه خدارو قبول ندارم
چیکار کنم با خودم
از همه چی متنفرم
چجوری نفرت و انسان بدی بودن از خودم دور کنم