بچه ها من خانواده از هم پاشیده ای دارم و بعد از طلاق پدر مادرم ما بچه ها هر کدوم تنها زندگی می کنیم
وضع مالی پدرمون خونه خونه های ما سه تا بچه مال پدرمه الان یه خواستگار برام اومده احساس میکنم همش چشمش به پول پدرمه
مثلا اینکه بابات خونه ای که الان هستی رو بده توش زندگی کنیم یا بفروشه یه خونه بزرگ ترش کنیم با پولی که من می ذارم
می دونید بدم میاد از اینکه پسر چشمش به پول بابای من باشه
شما بودید چه حسی داشتید
بعد می دونید من دلم می خواد از این خانواده از هم پاشیده برم و اصلا با پول پدرم یا چیز دیگه کار نداسته باشم دلم خانواده خودم رو می خواد از پدرم اصلا خوشم نمیاد جهیزیه هم بهم نمیده و من به این پسر گفتم ما رسم جهیزیه نداریم
چقدر سخته خانواده بد داشتن
والا من همین که خودم رو توی اون خانواده داغون نگه داشتم و دختر خانم و سالمی هستم خیلی حرفه
چقدر خانواده می تونه به آدم آسیب بزنه