وقتی کوچیک بودم داییم کتکم زد بهش گفتم بزرگ بشم همین بلارو بدتر سر دخترت میارم گفت گو..ه نخور دوباره کتکم زد
سه سال بعدش که ۱۳ سالم بود همیم پارسال گرفتم دختر کوچیکش تا تونستم کتک زدم طوری که یکی از پاهاش شکست ننه بزرگم اومد فوشپ داد بزور بلندم کرد روی دختره گرفتم دوتاشون تا تونستم زدم توی هفت جد و ابادشون هم رید..م اومدم خونه دیگه نگاشون نکردم
بخوان دهنشون وا کنن اذیتم کنن دیگه ....