همسرم چند روز پیش بهم گفت بهت اعتماد ندارم و سعی کن خودتو بهم ثابت کنی
گفتم یعنی چی چرا
گفت من کلا ب هیچ زنی اعتماد ندارم
تااینکه س شب رفته بودیم بیرون و حرف زنداداششو پیش اورد ک خیلی سر ب زیره و میره تو خیابون ب هیچکی نگاه نمیکنه خیلی دوست داشتم زنم مقل اون باشه اززنایی ک چشم چرونی میکنن خوشم نمیاد و...
دنبال کارم و روزبعد اگهی دیدم و تماس گرفتم وجواب ندادن چند ساعت بعد پیام دادن و چون خوابم میومد جوابشونو ندادم
شوهر ک رفت سرکار بیکارشده بودم گفت ک برای کار مزاحتون شدم و قرارشد برم
شوهرم پیامارو دیده و این پیامو بهم داد(بعدم وقتی یه شماره غریبه بهت پیام میده و من میبینم همونجا باز کن جواب شو بده نزار ک تنها شدی جواب بدی
من حالم بد میشه دست خودمم نیس
متوجه ای ک)
منم درحوابش اینو گفتم(تو اگه منو یه درصدم دوستم داشتی هیچوقت بحث اعتمادو پیش نمیکشیدی
الان چی فکر کردی درمورد خودت
چراباید من بهت اعتماد داشتم باشم؟
کار خاستی کردی؟)
گفت(اگ موردی بود و من میفهمیدم حتی فرصت عذرخواهی نداشتی)
و شروع کردیم ب بحث کردن
هنوز هیچی نشده کوچیکترین خطایی از سمت من ندیده اینجوری میگع
و الان۲روزه قهر کرده ن پیامی داده ن زنگی زده
بنظرتون مقصر منم؟ چیکار باید بکنم؟