از نظر ظاهر به گفته ی بقیه خیلی خوبم.
پول دارم چون کارم خوبه،درس خوندم.
ولی اعتماد به نفس ندارم،مثل چسب چسبیدم به شوهرم نکنه ناراحت شه،نکنه بره،در حالی که اصلا اونجوری نیست حتی یه روزم بدون من بتونه.
ولی از وقتی که بابام تو بچگی ولمون کرد و هر بار رفتم سراغش گفت نمیخوامت دوست ندارم فکر کن یتیمی،اعتماد به نفسم صفرررره،همش میترسم ترک بشم همش میگم اونی که خونش تو رگامه منو نخواست بقیه چرا باید بخوان،تراپی هم رفتم فایده نکرد.