بیاین که اعصابم خورده
داداشم خیلی وقته با ی دختره دوسته و من تازه فهمیدم چرا داداشم موقعی که مامان و بابام میرن روستا اکثر وقتا بهونه میاره مثلا الکی میگه شیفتم که منم با مامان و بابام برم و مثلا شب تنها نباشم بعد آقا دوست دختره شو میاره خونه.
اصلنم از داداشم دل خوشی ندارم تا همین چن سال پیش ازش کتک میخوردم و اخلاق گندشو تحمل میکردم ، آدمیه که دوس داره تو به حرفاش گوش کنی ولی خودش اصلا وقتی حرف میزنی مث مجسمه میمونه
منک عمرا دوباره برم روستامون ولی میخام ازش ی اتو بگیرم که دیگ جرئت نکنه با من بحث کنه