سلام نینیسایتی های عزیزم. من شهر غریب هستم تنها کسی ک اینجا دارم مادرشوهر و برادر شوهرام با جاریام و یه خواهر شوهر... چند روز پیش ک برادر شوهرم با بابای جاریم بحثش شده بهش گفته هم دختر تو هم اون یکی زن داداشم (منو گفته) داداشامو بدبخت کردن من نمیذارم زنم با اینا بگرده. در صورتیکه ۴ ساله ایم برادر شوهر ازدواج کرده یبار ما رفتیم یبار اونا اومدن . شوهرم هم باهاش ارتباط آنچنانی نداره یعنی زنش خونه ما دوتا عروسا نمیاد. ولی مادر شوهرم خیلی عفریته س من میگم اون براش یه چیزایی میکه چون ردز نیست ک اگه بزرگه شوهرم . زیر آب منو نزنه . مثلا خونه تکونی کمکش دادم بغد از ظهر رفتم. بشورم گفته زنت دیر اومد گفته خاب بودم. در این حددد...قبلا هم ک باردار بودم انقد زیراتمی زد ک شوهرم با شکم گنده ۶ ماه بودم منو برد گذاشت خونه بابم برا طلاق . یا لباس نو تنم ببینه انقد مغز شوهرم میشوره ک نگو. چون ب جاری کوچیکه گفته این پسرم(شوهرمن ) خیلی قدیم ب حرفم بود الان این زنش جادوش میکنه. پشتم حرف میزنه پیش مامان جاریم و جاریم. خیلی طولانیه ماه بکاه خونه ش نمیرم. حتی آمار مارو میگیره بشورم میزنه کجایی اون مثلا میگه تو خیابون میگه چرا رفتین زنت باهات؟شوهرم کم و بیش ضایع ش میکنه ولی گاهی روش خیلی تاثیر میذاره خدای سیاسته . حالا کار برا شوهرم جور شده کرج . شرکت. بنظرتون جمع کنیم بریم؟ از طرفی چون شوهرم سابقه خیانت داره چند بار. .. اون شرکت هم زن و مرد قاطیه . شما باشین چ میکنین. ولی کار اینجا ک داره فقط آقان.