اول ک دوساله کامل بافامیلش قطع ارتباطه
۵سالیم میشه سالی یبارمیدیدیمشون
حالا عروسی پسرعموش دعوت بودیم امشب ک نشد بریم
یعنی ن لباس داشتیم ن پول
ولی بخاطر اینکه غرور شوهرم نشکنه گفتم مگه اونا چیکارکردن واسه ما ک ما یه راه طولانی بریم باکلی خرج
ک واقعا هم همینطوره ولی اگه پول بود میرفتیم
امشب اومده یجوربی اعصابه واسم عروسی میاد عین چی حمله میکنه
خودشو خر فرض میکنه یامنو😏
بخدا از احمقیشه ک انقدر سبک وبی اهمیت میشمارنش