یه خاله دارم هر سری باید یه تیکه ای بندازه وگرنه میمیره
یه بار از صورتم عیب میگیره یه بار از اخلاق و.. چیزای الکی میگها مثلا اون موقع بر کنکور میخوندم چون خونه میموندم میخوندم میگفت افسردگی داره😒
حالا چند روز پیش خونه ی مامانبزرگم بودیم اونم بود من ساکت بودم منتظر بودم رتبم بیاد که نیومد کلا تو فکر انتخاب رشته و کنکور بودم و مشغول گوشی اینا بعد هی میگفت مظلومه میخندید
یا میگفت ببینید مظلوم داره نگاه میکنه مثل خر میخندید اصلا مظلوم نیستما
یه بارم گفت مغزت نگشید پزشکی بیاری
اون موقع محل نکردم ولی این چند روز بدجور مونده تو دلم میگم چرا جوابشو ندادم امشب میریم بیرون دوباره میبینمش متاسفانه
بگید چی بگم از دلم دربیاد دلم خنک شه اونم دیگه جرعت نکنه با من حرف بزنه