ولی خانوادم نمیزارن
خیلی سمی هست
مخالف همه چی هست
تحصیل ، کار کردن،
حتی راضی نمیشه به کارتم پول بزنه (همیشه میگه خودت هرچی میخوای بگو من بخرم) یه جورایی میخواد منو از هر لحاظی مدیرت کنه
راضی نمیشه رفیقی دوستی داشته باشم
هرچی میشه ، میگه برو با دوستات خوش باش
وقتی میدونست یه فیلمی رو دوست دارم و نگاه میکنم
همیشه میگفت برو به فیلمات نگاه کن اونا از من واجب ترن
کاش میشد ازش جدا شم
۲ سال عقدم
تواین ۲ سال بدترین روزای عمرم بود
قبل مجردیم زندگیم عالی بود
الان یه افسرده ای بیش نیستم