بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
اووو دختر تو چقدر زود خسته شدی من ۲۱هفته بود ذوق و شوق داشتم انقدر حالم خوب بود انگار اصلا باردار نبودم اما چشمت روز بد نبینه از ۳۰هفته ب بعد اصلا روزا کند میگذره تمام دردای جورواجور سراغ آدم میاد
"قوی ترین دارو همین قرص بودن دلمون به خداست🙂💙" آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرند"💙به آسمان خیره شده ام و منتظر معجزه ام 🙂.خدایا به من هم فرزندی سالم و صالح عطا کن الهی آمین😊🌸."خدایا من زمزمه میکنم نامت را و تو آرام کن قلبم را💙🌸"
چرا عزیزم خیلی حس قشنگیه که مخصوصا وقتی میری تو سونوگرافی میبینیش منم سختی زیاد کشیدم تنهام ویار به خونه و دستپختم داشتم مامانم از اول بارداری همش قهر بود البته پنج ساعت راه ولی خب وزنم کم شد الآنم سرما خوردم
فقط 21 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !
1
5
10
15
20
25
30
35
40
تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🤩
منم واقعا برام سواله شاید بخاطر گذشتمه فوت مادرم و ازار های نامادری منو از کلمه مادر بیزار کرد
تا قبل بدنیا اومدنش چند جلسه برو تراپیست ،تو الان باید مجنون اون باشی روزانه چند ساعت باهاش حرف بزنی قربون صدقه اش بری تا به صدات واکنش نشون بده قند آب بشه تو دلت