وقتی هیچکس حرفامو باور نمیکنه
هیچکس نمیبینه تقصیرات اینو...
کدوم مادری انقدر پشت سر دختر خودش حرف میزنه؟
ساعت ها کنار گاز برای بقیه غذا درست میکنه و میدونه تو نمیتونی هرچیزی بخوری ولی برات غذا درست نمیکنه تا خودت بیای درست کنی برای خودت و جدا غذا بخوری...
کدوم مادری جلو بقیه انقد خودشو به مظلوم نمایی و مریضی میزنه تا همه به من بگن انقد کار نمیکنی مادرت مریض شده!!
کدوم مادری روزی چند بار تف میکنه تو صورت دخترش و انقد با تنفر نگاش میکنه که بغض تو گلوش بشکنه!؟
کدوم مادری برای بقیه بچه هاش خوراکی میخره و میشنن باهم میخورن و حتی اون دخترم صدا نمیکنه؟ و اگر دختر از اون چیزا بخوره هزار بار منت سرش میذاره؟
کدوم دختری خواهرش ازدواج کرده و رفته مادرش همش میگه کاش تو رفته بودی و اون کنارم بود، اون فرق میکنه ، این جای اونو نمیگیره و...؟
کدوم مادری میبینه آبگرمکن خاموشه و شما تو حمومید ولی نمیره براتون روشنش کنه در حالی که برای بچه دیگش بدو بدو روشنش میکنه تا سرما نخوره...؟
کدوم مادری دقیقا همونایی رو همش به خونه دعوت میکنه که میدونه تو رو اذیت میکنن و تو ازشون خوشت نمیاد و هرکسی چه غریبه چه آشنا باهاتون دعوا کنه پشت اونو میگیره؟
کدوم مادری ۲۵ روز خونه نباشید کلا دو بار بهتون زنگ میزنه؟
کدوم مادری حسودیش میشه و بدش میاد پدرتون دوستون داشته باشه؟
کدوم مادری از مریضی کنارش جون بدید حالتونم نمیپرسه و یک لیوان آب دستتون نمیده...
خیلی دلم شکسته
من آغش کردم و دیگه مادرم نیست.. به خانوم فاطمه زهرا شکایتش کردم که خودش حق منو ازش بگیره...
برام دعا کنید
برای روح و قلب جریحه دارم، برای این که زودتر از دستش راحت بشم و برم یه جایی که صد سال یک بار نبینمش