2777
2789


از آغوشت بوی سوختن می‌آید

دانم که آتش چشمانت قلبم را به آتش می کشد

ذهن گوید که راه رفته را نرو

اما ذهن نداند که در مقابل تو 

همچو مادر در برابر فرزند بی اختیارم

زندگی مرا قبل از اینک آتش زده اما

چاره چیست خود ندانم کجای جهانم

در پایان دست گل هایی که دیر می‌رسند 

و به جای قلب 

به سنگ قبر تعلق می گیرند

🎯🤍☝️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792