دلم خیلی پر
کاش مامانم بود میدید
نمیخواستم اینجوری ازدواج کنم ولی جایی ندارم شر پناهی ندارم
خواهرمو گذاشتم بهزیستی
الان تنها خواستم اینه که زمینی که واسه فروش گذاشتن فروخته بشه سریع خونمونو بخریم
بدون هیچ جشنی دارم عروس میشم
شاید بعد عید یه عروسی بگیریم هنوز هیچ چهلم مامان در نیومده
مجبور بودم
میشه دعام کنین
دعا کنین اون زمین فرش بره الان تنها خواستم همینه