2777
2789
عنوان

خود شیطان رجیمهههه

655 بازدید | 53 پست

مادر نیست که دشمنه

تو تاپیک قبلیم گفتم سرشب دوبار بهم تهمت دروغ زد خیلی تهمت میزنه🙂🤦🏻

انگ چیزیو میزنه که خودش هست کلی فحشای زشت و نفرین

سعی کردم درکمال احترام صحبت کنم بهم گفت تو سگی تو گهی تو بی ارزشی تو شکل میمونی تو از توالت اومدی بیرون و.... 😕😕

دیشب پریشب به همه ته دیگ داد درحالی که نمیخواستن به منی که همون اول گفتم میحوام نداد بعدم گفت تموم شده😂

شب قبلش سر اینکه چرا شب قبلتر پاشدی نصفه شب اب خوردی کلی فحش خوردم🤣میتونید حتی تصور کنید؟

نصف شب دسشوییم گرفته رفتم دسشویی برگشتم چون اهرم و در توالت کثیفه یه بار دیگه تو ظرفشویی میشورم

کلی صداش از اتاق میاد که داره چرت و پرت میگه

یعنی من شب تشنه بخوابم با مثانه پر بخوابم

ساعت شش صبح اروم پاشدم غذا گرم کنم چون به شدت ضعف کردم و میخواستم برم دکتر که فکرنکنم بتونم حالم بده

یهو در قابلمه از دستم ول شد ولی کسی بیدار نشد و خب از قصد که نبود

بیدار بودا باز حرفای مفتشو شروع کرد

به فاصله نیمممم ساعت پاشد اومد در یخچالو بهم کوبید صدای پلاستیک اب تق تق بشقابا😕😕

میگم خدایا چرا من اونقدددد ارروووم کار میکنم باز حرف میشنوم این انگار نمیبینه بقیه خوابن کلی سروصدا راه میندازه

برنجی که گرم کردم کم بود خیلیییی کم بود منم بزور سیر میکرد

من هیچ‌موقع برنج مونده نخوردم خیلی کم پیش اومده بیشتر وقتا مرغمم میموند بقیه میخوردن

حالا یه امروز گشنم شده اومده بشقاب اورده سر قابلمه وایستاده میگه به منم بده زود باش😕میگم کمه خودمم سیر نمیشم

برو کره پنیر بخور

همیشه سهم منو خوردن همیشه تو ظرف من کم ریخته همیشه

اومده بود بالا سرم میگفت اون سهم بقیست الهی کوفتت شه اون غذای تو نبود مال بقیه بود😕

این یه بشقاب به کی میرسید؟فدای سرممممم گشنم بوده

واقعا قلبم میشکنه برای یکم غذا

(یه بار همین چند وقت پیش از روستا کلی کره اوردن منه احمق مثه همیشه رسیدم به تهش برامم هیچ موقع نگه نمیدارن همینطور که سرصبح داشتم میخوردم پاشد اومد گفت این کره رو به چه حقی خوردی لقمه نون دستم بود ظرفو از دستم کشید:)گفت بده من من میخواستم کاچی درست کنم،گفتم خوردین خوردین یکم تهش مونده برای اولین بار نشستم بخورم از جلوی دستم میکشی؟میدونم چشم نداری ببینی چیزی میخورم ولی اینطوری هم خودتو نشون نده)

همینطوری که یه بار بهم حمله کرده بود داشت برای خودش غذا میبرد(یعنی من گشنم بود ولی جدی جدی غدارو از جلوی دستم کشید برد منم خاطره اون کره از جلوی چشمم رد میشد و باهمه فحشایی که تو این چند شب بهم بده و ته دیگی که حاضر مد بهم بده بعد بهم گفت ارزششو نداشتی،دلم میسوخت وقتی یادم میومد من بشقابمو دادم بالا ته دیگ بندازه برام ولی داد به بقیه و اخر گفت تموم شد،چقد بدجنسی)

خیلییییی عصبی یودم از همه داستانا و فحشای وحشتاک زشتی که خوردم که بقران اگه یکیتون بشنوه تف نمیدازه تو صورت اون ادم

و واقعا نمیخواستم بگم فشار روم بود یه دیقه قبلشم بهم حمله کرد میخواست بزنتم و من کتک خوردن عصبیم میکنهههه مثه سگ عصبی میشم وگرنه نمیخواستم بگم ولی گفتم واقعا کفتاری

که باز فحش و حمله برای کتک و داد 

همه رو بیدار کرد

و معمولا همیشه بعد دعوا با من با بقیه مهربون میشه:)

خیلی فشار میاره روم بقران نمیبخشم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شرایطتت سخته 

کتابخونه ثبت نام کن چندان هزینه ای هم نداره در عوض میتونی هروقت خواستی به بهونه درس خوندن یا مطالعه کتاب های عمومی بری اونجا و مغزت راحت باشه و کمتر درگیر باشی 

تا جایی که میتونی ازش دوری کن ،تو اتاقت بمون و باهاش صحبت نکن 

آرامش روحی و روانی خودت خیلی مهمتره 

میتونی از یکی از اعضای خونواده یا اقوام نزدیک کمک بگیر مامانتو ببرن پیش تراپیست یا خودت بری 

یواشکی قرص اعصاب بریز توی یه لیوان واسش شربت درست کن ببر 

حيف جوونیته که همین اول زندگی عصبی و داغون بشی 

نیازی نیست حتما انسان بزرگی باشید، تنها انسان بودن کافیست!         زندگی برام یه گُلِه، یه گل خاردار که با قضاوتهای بقیه وحشی شده، که هروقت هر اتفاقی افتاده زندگیو محکوم کردن و بهش لعنت فرستادن و حالا خودِ همون زندگی از همه خسته تره... من این گلو بغل میکنم با تمااام وجودم و با همه‌ی خارهاش، زخمی شدنمو به جون میخرم ولی تهِ تهش مرهم این گل آسیب دیده میشم و دوتامون با هم یکی میشیم 🙃💫✨                                                    1. حوصله بحث با کسیو ندارم پس اگه نظرت مخالفمه و دنبال تحمیل و بحثی ریپ نزن   2. با کسی سرِ جنگ ندارم ( جز آدمای خودبرتربین و کسایی که پز میدن) پس مراقب لحنتون باشید و از دستم ناراحت نشید   3. آقایون درخواست ندن                                                          ❤️‍🩹 هرکس داستانی دارد که اگر آن را کامل بخوانی هرگز نمی‌توانی از او متنفر باشی...! ( آروین یالوم)

باور کردنی نیست خدا بهت صبر بده   

دختر   تو خونه ی خودش   از مادر خودش این رفتارو ببینه واقعا سخته 


شاید بیچاره مريضه و دست خودش نیست  یا شایدم  جنزده و طلسم شده 

با بابات صحبت کن برا درمانش یه فکری بکنه

اینم بهت بگم حرمت کسیو نگه میدارن که مادر باشه 

این خانوم فقط به دنیا آوردنتو بلد بوده 

یکی دوبار یهویی رد بده سرش داد بزن جیغ و داد کن کولی بازی دربیار تا حساب کار دستش بیاد توعم یه کششی داری کمتر جرعت میکنه. این روشو اطرافیانم یکیشون رو مادرش که دست بزن و بددهن بود امتحان کرده بود و موفق شده بود 

(الان واقعا مطالب روانشناسی ای که خوندم به کارم نمیاد واسه کمکت) 

نیازی نیست حتما انسان بزرگی باشید، تنها انسان بودن کافیست!         زندگی برام یه گُلِه، یه گل خاردار که با قضاوتهای بقیه وحشی شده، که هروقت هر اتفاقی افتاده زندگیو محکوم کردن و بهش لعنت فرستادن و حالا خودِ همون زندگی از همه خسته تره... من این گلو بغل میکنم با تمااام وجودم و با همه‌ی خارهاش، زخمی شدنمو به جون میخرم ولی تهِ تهش مرهم این گل آسیب دیده میشم و دوتامون با هم یکی میشیم 🙃💫✨                                                    1. حوصله بحث با کسیو ندارم پس اگه نظرت مخالفمه و دنبال تحمیل و بحثی ریپ نزن   2. با کسی سرِ جنگ ندارم ( جز آدمای خودبرتربین و کسایی که پز میدن) پس مراقب لحنتون باشید و از دستم ناراحت نشید   3. آقایون درخواست ندن                                                          ❤️‍🩹 هرکس داستانی دارد که اگر آن را کامل بخوانی هرگز نمی‌توانی از او متنفر باشی...! ( آروین یالوم)

اینم بهت بگم حرمت کسیو نگه میدارن که مادر باشه این خانوم فقط به دنیا آوردنتو بلد بوده یکی دوبار یهوی ...

عزیزم من یه سوال داشتم ازت میشه راهنمایی کنی منو؟ با توجه به مطالب روانشناسی که خوندی

💕H:Y💕 همون دختر چشم خوشگله معروف به چشم شهلایی🤪😂لا حول ولا قوة الا بالله🤍✨در ضمن بناناز خواهرِ کروناز هستش😎🍌🦠

اینم بهت بگم حرمت کسیو نگه میدارن که مادر باشه این خانوم فقط به دنیا آوردنتو بلد بوده یکی دوبار یهوی ...


بعضی چیزا اینقدر کم اتفاق میوفته که آدم راهکار تجربی نمیتونه براش پیدا کنه 


بنظرم سعی کنه کمتر  با هم برخورد داشته باشن  جواب بده 


مثلا بیشتر وقتش سرکار و کتابخونه و باشگاه و مدرسه و مسجد و پایگاه باشه 


تو خونه هم  کاری که باعث ناراحتی مادر میشه انجام نده 


از بیرون که میاد یه هدیه کوچیکی برا مادرش بیاره مثلا  میوه یا غذا یا لباس یا ظرف و ظروف 


یه یخچال کمپی تو اتاقش بذاره و وسایل صبحانه داخلش بذاره  تو اتاق صبحانه بخوره 

طبع بدن مادرش رو پیدا کنه و غذا یا دارو گیاهی مناسب براش درست کنه  مثلا اگه وسواس داره معمولا از سودا هست  غذا های سودا بر بهش بده 


سعی کنه علت بد خلقیشو پیدا کنه   من فکر میکنم شاید از دست بابا  دلخور باشه رو بچه ها خالی میکنه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز