2777
2789
عنوان

از ازدواجم پشیمونم ی بچه ده ماهه دارم

| مشاهده متن کامل بحث + 1488 بازدید | 73 پست
ببین عاقلانه تصمیم بگیر به حرف اینجا باشه میگن فقط طلاقاگه شوهرت معتاد نیست دست بزن نداره و عیاش نی ...

همه حرفات وقبول دارم بجز اخرین جملت  منی که طلاق نگرفتم و بچه هام بچه های طلاق نشدن ولی بدترازاون شدن بیشترین آسیب و دیدن ازیه شوهره و پدر بیشعور پس همیشه هم طلاق ب بچه آسیب نمیزنه گاهی نجات دهندس

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

عزیزم فکر کردی طلاق راحته؟ یا وقتی برگردی خونه پدرت اهمون جایگاه قبل رو داری؟

چند بار با خانوادم درباره این موضوع صحبت کردم خب اوناهم مخالفن ولی همیشه میگن اگه اذیت میشی ادامه نده توی فامیل خیلی از دخترامون طلاق گرفتن رفتن با یکی بهترش زندگی کردن

همه حرفات وقبول دارم بجز اخرین جملت منی که طلاق نگرفتم و بچه هام بچه های طلاق نشدن ولی بدترازاون شد ...

شوهرم شاید جاهایی برای من کسری داشته باشه ولی فعلا پدر خوبیه

عزیزم‌باور کن‌زندگی هیچکس بدون مشکل نیست ما بعد ۶ سال عاشقی ب هم رسیدیم اما الان بعد ۷ سال ایقدر درگیر روزمرگی شدیم‌ک انگار اصلا ما اون آدما نبودیم ب هر حال مشکلات زیاد شوهر منم بیشتر درگیر مسائل مالی و آینده نگری منم‌خیلی خسته میشم گاها غر میزنم‌اما در نهایت دلم براش میسوزه چون  شرایط نمیزاره بهتر از این باشه اینکه همسرت گوش شنوا داره خیلی خوبه لااقل من‌زندگی خودم و ۹۰ درصد زندگی‌ای اطرافم مدیدم‌اینجور مردی چون معمولا آقایون از درود کردن و اینا فراری ان و گاها این براش طرف مقابل خیلی سخته اختلاف سنتون ۱۲ ساله و ممکنه زیاد باشه اما خب شوهرتم‌پیر نیست اونم‌جوونه همسانی اونم هنوز ازدواج نکردن جدا از همه اینا زندگی بعد طلاق اصلا زندگی آنچنانی نیست البته وقتی ک بچه داشته باشی ک هزاران بار سختتره مگه اینکه ی محیط سرشار از فرهنگ و ی خانواده خیلی حمایتگر داشته باشی ک در اون صورت هم‌برا بچت پدر نمیشه.سعی کن‌زندگیتو‌قبول کنی با شوهرت حرف بزن ک ب علایقت احترام بزاره بگو من الان دوس دارم آرایش کنم تو ۳۰ سالگی ممکنه دیگ نخوام پس بزار الان شاد باشم ک بتونی خانم‌شادی داشته باشی سعی کن‌کلاس بری یا حتی درس بخون خودتو مشغول کن ب خوبیای همسرت فک کن ایشالا زنیت گرم‌تر میشه

نه مشکل حادی ندارهشما به مشاور احتیاج داری،چون هم سن ازدواجت نبود هم مشخصه توی مقایسه افتادی،الان بچ ...

بله درسته دقیقا منم چون مشکل حادی نیست دو ب شکم ولی درکل از ادمی ک تو زندگیم دارم ناراضیم و این نارضایتی رو توی چشم های همسرم هم میبینم همش احساس میکنم اون ادم من نیست و من هم ادم اون نیستم 

عزیزم‌باور کن‌زندگی هیچکس بدون مشکل نیست ما بعد ۶ سال عاشقی ب هم رسیدیم اما الان بعد ۷ سال ایقدر درگ ...

میدونم چی میگی زندگی من بین ی جمله توصیف میشه

ن اونقدر بده ک بزارم برم ن انقدر خوبه ک با عشق ادامه بدم

یه مشاور برو خودت ببین چطور میشهببخش ولی بنظر من بیشتر مشکل از شما اومد

قبول دارم مشکل تو خوده منه من یسری توقعات احساسی از همسرم داشتم ک نتونست براورده کنه اونم ی سری توقعات رفتاری مثل حجاب کامل داره ک من نمیتونم زیر بارش برم

قبول دارم مشکل تو خوده منه من یسری توقعات احساسی از همسرم داشتم ک نتونست براورده کنه اونم ی سری توقع ...

ببین توقعات احساسی رو بهت قول میدم ،بیشتر از نوددرصد مردا تو متاهلی نمیتونن براورده کنن و زنا شاکی هستند

کلا اون احساسی که ماها میخوایم مثل دوران دوستی و عشق و عاشقی،،اینا مدت کوتاهی هست،،با بهترین مرد هم تو رابطه بری،،تاابد عشق و عاشقی ندارین

گول اینستا و اینا رو نخور، اونوسطح هورمونای بالای عشق و عاشقی تاابد نمی مونه ،،یمدت کوتاهی هست 

ناراحت نشی عزیزم‌

اما کاملا داری اشتباه میکنی 

کمر بستی به گرفتار کردن خودت 


خاله من هم مثل شما فکر میکرد 

میگفت سن پایین شوهر کردم 

اونطور که باید دوستش ندارم 

در صورتی که تو زندگی چیزی کم نداشت 

شوهرش هم مرد خوبی بود انصافا و خانواده دوست بود

خاله م فکر میکرد حتما باید عشق و عاشقی باشه برا شروع زندگی 


دو تا بچه کوچیک داشت 

انقد این چیزا رو تو ذهن خودش بزرگ کرد تا طلاق گرفت 

ازدواج عاشقانه ای کرد این بار 

یک دل نه صد دل عاشق یه آقایی شد 


پسر چون مجرد بود خانواده ش قبول نمیکردن 

کمی رفتن جلو خود پسر هم منصرف شد 

اما خاله هر طور شده رفت تو زندگیش 

فقط عقد کردن 

دیگه هیبیچ گونه مراسمی وجود نداشت 


شوهر قبلی خاله م از ناراحتی سکته کرد و فوت شد 

بچه ها موندن ویلون و سرگردون پیش مادر بزرگ پیر 


الان خاله م صبح تا شب کار می‌کنه تا خرج زندگی دربیاره 

با کسی ارتباطی نداره از طرف همسرش.

شوهر هر وقت میلش کشید می‌ره اسنپ 

مستاجر هم هستن 


به هیچ عنوان زندگی نمیکنه 

دل خودش رو خوش کرده به اون عشق 


به زور حفظ ظاهر می‌کنه 


وگرنه دیابت عصبی گرفته 

ریزش مو گرفته 

بیچاره از بس دو‌شیفت می‌ره سر کار 

کمرش عمل کرده 

مشکلی برای رحمش پیش اومده 

پسر هم گیر داده که بچه میخواد 


همش دنبال دکتر و درمان هست

اعصابی هم نمونده براش که بخواد باردار بشه

.

.

تصمیم اشتباه نگیر 

حتما مشاوره برو 




چند بار با خانوادم درباره این موضوع صحبت کردم خب اوناهم مخالفن ولی همیشه میگن اگه اذیت میشی ادامه ند ...

وای از روزی که بیوفتیم دنبال مقایسه کردن 

یا اینکه بگیم فلانی اون راه رو رفت پس منم میتونم برم 

ناراحت نشی عزیزم‌اما کاملا داری اشتباه میکنی کمر بستی به گرفتار کردن خودت خاله من هم مثل شما فکر میک ...

عجب مثالی زدی،



دقیقا همینه متاسفانه قدر نعمتهای زندگیمونو نمیدونیم

بقول معروف  از هول حلیم میفتیم تو دیگ

ناراحت نشی عزیزم‌اما کاملا داری اشتباه میکنی کمر بستی به گرفتار کردن خودت خاله من هم مثل شما فکر میک ...

دقیقا این مشکلات طلاق برام مبهمه من نمیتونم فشار های بعد طلاق رو تحمل کنم یکسالی هست ک سعی میکنم زندگی یا حداقل خودم رو تعقیر بدم و همش ب مشکل میخورم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

مشهدی هست

mb9698 | 11 ثانیه پیش

حرف بزنیم

sستاره | 14 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز