چون صفحه ای که داشت چت میکرد بهم نشون نداد
اصرار کردم
آخر سر بهش گفتم توام مث همه اینا که دنبال زن و هرزه بازی
گف میخواستم بهت نشون بدم ولی بخاطر این حرفت نشون نمیدم دیگه
دروغ میگه
برنامه ها قفل گذاشته نمیتونم ببینم چی داره
شبش اومد منت کشی ولی نرفتم سمتش گف خیلی سرتقی(نمیدونم ربطش چیه)
دیشبم رفته بود با دوستاش ولی زود اومد شنا کرده بودن
دهنش یه بوی خاصی داشت الکل نبود ولی نمیدونم چی بود
خودشم غرق عطر کرده بود
زود خوابید اومد سمتم پسش زدم
هی باهام حرف میزنه بهش محل نمیدم
ازش متنفر شدم(ولی نه از ته قلبم)
💔