منم شوهرم مث این خانم هی کار عوض میکنه و جایی موندگار نیست الانم بیکاره سابقه اعتیاد هم داره که بزور مجبورش کردم ترک کنه ۶ ماه بعدش شروع کرد قرص خوردن الان قرص b2میخوره
ولی من خودم شاغلم و درآمد خوبی دارم و اینم خیال شوهرم رو راحتتر کرده
حال منم جواب این سوالات رو میدم ب منم بگو چیکار کنم بنظرتون
اهل کمک کردن تو کار خونه نیست مگر با زور و بارها گفتن البته اونم الانکه بیکاره وقتی سرکار میرفت ک اصلا
مریض ک میشم نه کاری نمیکنه مگه اینکه خودم بگم منو ببر دکتر
جلو خانواده اش نه حمایت نمیکنه
بد دل هست جدیدا بهم انگ بی حیایی زده
اوبال گیر میداد ولی دیگه خودم ب حرفش گوش ندادم ولی بازم خیلی وقتا گیز میده و اجازه ندارم هر جور دل خودم خواست لباس بپوشم
ناراحتیم براش مهم نیست خصوصا اگ خودش ناراحتم کرده باشع
همش سرش تو گوشی هست مگه خودم برم باهاش حرف بزنم گاهی میاد تو اشپز خونه بقلم میکنه و بوس میکنه میره اما من متنفرم چون میبینه خسته و دارم کار خونه هم میکنم کمک نمیکنه بوس بقلش رو هم نمیخوام اون لحظه نیاز ب درک شدن و کمک دارم نه بوس البته اونم اگ ساکت باشم هیچ گیری ندم و گله نکنم وگرنه بوس بقل جاشو میده ب قهر قیافه
اگ همچین کاری کنم پدرمو درمیاره
زود جوش و عصبی و فحاشی میکنه و دعوا راه میندازه