من امسال زائر اولی بودم که رفتم کربلا ، ما از قدیم دیدیم اونایی که اولین بارشونه میرن کربلا میان دیدنیش خانواده یا فامیل
حالا خانواده من اومدن و دستشون درد نکنه لیوان و این چیزا آوردن ، توقع نداشتم ازشون
بعد همسرم وقتی میبینه یکی میخواد اینجوری بیاد.میگه میگفتی پول بیارن بجاش البته فقط واسه فامیلای من صدق میکنه حرفش
حالا خانواده خودش نیومدن خونمون ، چون با پدر شوهر و برادرشوهرم رفته بودیم فردای روزی که رسیدیم مادرشوهرم شام دعوت کرد گفت خسته اید بیایید اینجا
بعد الان همسرم میشه جمعه بریم خونه مامانمینا ، گفتم شما میخوایی بری برو ولی من نمیام ، گفت چرا ، گفتم اونا که میدونن زایر اولیم ، من توقع ندارم ازشون چیزی بیارن ولی بیاد عقلا بخاطر دل من
بعد دلمم ازش پر بود بابت اینکه توقع داره هر کی میاد پول بده
مادرشوهرم هر وقت اومده خونمون بابت قضیه ای یه کادویی برداشته آورده خودشم میگه فلانی واسم آورده بود انقدر دارم از این کادویی ها
به همسرمم گفتم راستی به خانوادت بگو پول بیارن ، هر دفعه که اومدن کادوهایی که به مامانت دادن و مامانت میاره برام ، من ناراحت میشم از کارشون
هیچی نگفت و نیشخند زد ، ولی من واقعا توقع دارم ازشون حداقل بیان دیدنیم ،گفتنش خوب نیست ولی خداشاهده روز مادر ، روز پدر ، تولداشون ، در حد توانم براشون کادو میخرم و میبرم ، اونام روز تولدم کادو میدن خداییش
ولی ناراحتم از همسرم
دلم نمیخواد تا نیومدن برم چیکار کنم
چی بگم