⛔️ چـراغیـکه به خـانه رواسـت به مسـجـد حرامسـت !!!! ⛔️
●●●● یه فیلم سینمایی کوتاهی به کارگردانی● سعید روستایی ●بنام (( ● اازز طررفف ااننههاا ● )) که موضوع و محتواش فتوکپی و زیراکس گرفته شده از زندگی خانوادگی ماا ایراانیهاست اونم اینه که یه مادری و مامانی برای عروسی پسرش مرتضی از طرف تمام بستگانشون مثل خواهرانش و برادرانش یعنی خاله ها و دایی های بچه و فرزندهای این بازیگر و اکتور زن و مادر و مونثث که شوهر و همسرش توی بیمارستان بستری هستش و توی اقمماا و کمماا رفته دو سال هستش و زندگی قندی و نباتی داره و دارن برای پسرش عروسی میگیرن و داره پسرش رو دوماد میکنه به اسم مرتضی و لیلا و محسن و حسن که بقیه بچه هاش هستن نشسته و رفته از توی بانک حقوق و درامد چندرغازی و شندرغازی شوهر و همسرش بازنشستگیش که قایمکی و یواشکی و سوسکی هستش رو گرفته و داره توی پاکت باکس عروسی پسرش مرتضی بیست تا سکه طلایی ای که با کلی قرض و قوله و بدهی و امانتی و نسیه ستونده و خریداری کرده با اسکناس و پول از طرف بچه هاش رو برای تشریفات و بزک و دوزک و شیتان و پیتان زندگی زناشویی پسرش و آبرویی و حیثیتی توی اون پاکت ها میذاره و میچپونه چون دایی ها و خاله ها و خواهر و برادرانش بی بضاعت و بی معیشت هستن سوبلله و چوبلله از طرف مثلا اونها کادوپیچی به عروس و داماد هدیه دادن میذاره و تا توی همشهری ها و بستگانشون دبدبه کبکبه ای داشته باشن و قولدورم و مولدورمی کنن بچه هاش دارن باهاش دعوا و درگیری و گلاویزی و صحبت و دردودل و گفتگو و پرسش و پاسخگویی میکنن که با کلی توجیه و سفسطه و مغلطه که اینکار رو نکنه چون زندگیشون استسبیلیتی و تثبیتی نداره و خودشون نیاز و احتیاج بیشتری به اون سکه طلاا ها دارن و زندگی درپیتی و زپرتی و افتضاح و اسفناکی دارن و دستاویز و گریبانگیرش میشن که منصرفش کنن که تو هر مصیبتی و مشقتی و فلاکتی و مخمصه مادرشون پیشخدمت و کنیز و کلفت و نوکر و خدم و حشمم بقیه شده و از روی بچه هاش با تریللی و بوللدوزر گذشته و اسفالتشون کرده و با اینکارهاش زندگیشون رو ججههننمم کرده و یاد این ضرب المثل●● چـراغیـکه به خـانه رواسـت به مسـجـد حرامسـت ●● ادمیزااد رو میندازه !!!! ●●●●