یکی داییت که ده سالشه تولد گرفته بیاین بریم اونحا منم نرفتم اخه اون موقع وقته دعوته بعد اینقده حالم بد بودا حس عذاب وجدان هم داشتم چون نرفتم
شوهرم چیزی نگفتا ولی معلوم بود از قیافش که برا مامانش ناراحته
بعد ما نرفتیم مادرشوعرمم نرفت عادت داره با سوهره من بره همه جا با شوهره خودش یا برادرشوهر مجردم هیچ جا نمیره
از دیشب تا الان اعصابم خرده مادرشوهرم اصلا چرا ب شوهرم گفت حال شوهرمو گرفت
شما جای من بودین چی میکردین