من همونم که دیشب برادر شوهرم اومد خونمون چیزی ساده شام گذاشتم جلوش داماد خالمه
شوهرم بیکاره اوضاع مالیمون افتضاح
خالم امشب زنگ زد کلی سرزنشم کرد گفت چرا مشکلاتت رو بهم نمیگی به من یا مامانت
گفتم نمیخام مامانم بدون مشکلات خودش زیاده
گفت به من بگو
راستش دلسوزه ولی من نمیگم
امشب کلی راهنماییم کرد
گفت بیا پیشم مشکلی داشتی بگو
بنظرتون بگم براش از مشکلاتم تا راهنماییم کنه
خالم زن فهمیده ای هم هست