من ۲سال پیش گواهیناممو گرفتم
بابام گفت آزمون شهری اگه بار اول قبول شی برات قربونی میکشم
قربونی کشت به فامیلا دادیم
هرجا میشینیم پزمو میده، حتی خودش بهم میگه دست فرمونت خوبه
اونوقت ننه بابام دوتاشون تا حرف ماشین دادن به من میشه پیس بقیه میشینن میگن نه ما ماشین دست نازنین( من ) نمیدیم
بابام یه ۲۰۶ مدل ۸۹داره ، چندین بار ازش خواهش میکنم لازم داشتم نداد بهم ، میگه این ماشینه رو تا الان تمیز نگه داشتم بخوره دیگه باید بندازم بره ، حالا ۲هفته قبل خودش تصادف کرده بود زده بود گلگیرشو داغون کرده بوده
یه بار خالم و مادربزرگم اومدن خونمون ، میخواستن برن ، بایام خسته بود میخواست برسونتشون، اونا دیدن بابام خستن، خالم که دشمن خونیمه بهم گفت خب نازنین تو مارو برسون ، بعد من به بابام گفتم بابا بزار من برسونمشون ، بعد برگشت به خالم گفت نهههههه این ماشنیه بخوره یه جا دیگه بدرد نمیخوره ، خالم خندید بهم
یا مثلا با دوستای مادرم رفته بودیم بیرون ، اونا به من گفتن ماشین باباتو بردار بیار ، مامانم از این ور گفت ، نههههه این باباش ماشین دستش نمیده
اون اوایل که گواهینامه گرفته بودم، میزاشت پیش خودش رانندگی کنم ، ولی تنهایی بهم نمیده
منم دیگه نگفتم
خداشاهده میرم دانشگاه کل دوستای بومیم ماشنی دارن غیر من ، کل همسنای من یا ماشین برا خودشون دارن یا حداقل باباشون ماشین میده دستشون
اونوقت بابام هرجا میشینه پز میده میگه دخترم بار اول آزمون تو شهری قبول شده
از این ور ابرومو میبره 😑😐
سر شب اعصابم از این قضیه خورد بود ، عصبی بودم بدجورررررر
رفتم معاره دو قلم وسیله بخرم ، وسیله هارو جا گذاشتم برگشتم
وقتی برگشتم بابام گفت پس وسیله ها کو، یادم افتاد جا گذااشم، بعد گفت حواست کجا بود، گفتم ذهنم درگیر بود گفت درگیر چی
اینو که گفت روم نشد خودشو بگم بهش گفتم مامان چند وقت قبل تو دورهمی مون با فلانی حرف ماشین که شد گفت بابای نازنین ( من ) دستش ماشین نمیده
اینو که گفتم هیچی نگفت
اینم بگم بابام اصلا آدم خسیسی نیست ، خیلییییی بیشتر از اون چیزی که توان داشته برام زحمت کشیده و میکشه
۲سال پیش ۴۲تومن برا دندونام هزینه کرد ، پولی که یه سختی پس انداز کرده یود داد برا من
تازه گفته
ولی ماشین دستم نمیده ،
حالا الان داشتم تو اینستا چرخ میزدم فهمیدم روز جهانی پدره ۳شهریور
چند تا پست دیدم جیگرم سوخت
یاد وقتایی که میره سرکار با کمردرد و پا درد و ضعیفی بدنش بعد شبا خسته میاد خونه میفتم،( الانم میره سرکار) جیگرم میسوزه
بخدا یه بغض بدی افتاد تو گلوم
الان نیم ساعته فقط دارم اسک میریزم، به سختی دارم تایپ میکتم
نکنه با این حرفم شرمندش کردم ، ولی من مادرمو بهونه کردم
انقدبیصدا گریه کردم گلوم درد گرفته😭😭😭😭😭😭😭😭😭