ما سه ساله با همیم. خونوادههامونم میدونن. ولی خونواده من با دوستی اوکی نیستن و خونواده ی اون خیلی اوکی ترن. مامانش هم پیشنهاد داده بودن که تا قبل خواستگاری با مامانم حرف بزنن که خیال خونواده من راحت شه یه خرده. ولی خب نشد.
الآن من یه مشکل جسمی موقت برام پیش اومده و خیلی تحت فشارم و نیاز دارم پارتنرم کمکم کنه و پیشم باشه.(من شهر اون ها دانشجوام و الان برای امتحاناتم باید برم و خیلی سختمه از نظر جسمی) الآن پارتنرم پیشنهاد داده که مامانش زنگ بزنه الان به مامانم و احوالم رو بپرسه و اجازه بگیره و پیشنهاد کمک بده برای مشکلی که پیش اومده برام و از این طریق حالا همصحبت و آشنا هم بشن.
نمیدونم. حس میکنم یه کم عجیبه که اولین مکالمه شون به جای خواستگاری و ازدواج و ما دوتا، درباره ی همچین چیزی باشه. نیست؟