بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمیدونم چیکار کنم سرم در حال انفجار من چیکار کنم بدون اون
میفهمم تو یک سال دو عزیز زیر خاک گذاشتم،
غمش از بین نمیره،ولی به مرور عادت میکنی به این غم،بنی ادم،بنی عادته،فقط عجول نباش،به خودت زمان بده وگریه کن،که ادم برای عزیزلش گریه نکنه،برای کی گریه کنه!؟
نمیدونم چیکار کنم سرم در حال انفجار من چیکار کنم بدون اون
منم اولش فکر میکردم بدون پدرم زنده نمیمانم لب به هیچی نمیزدم قرص خوردم بمیرم سال ۹۵ بود.ولی انسان موجودیه که به هرشرایطی عادت میکنه. میگذره این دوران که دوران سوگ بهش میگن ومراحلی داره واسه بعضی سختتره بخصوص اونایی که ازلحاظ روحی حساسترن این دوران طولانی تره براشون
برادرم یک هفته قبل دنیا اومدن اولین بچش تصادف کرد،پدرومادرم میرن پزشک قانونی واون لعنتیا پدرم میبرن برای تشخیص هویت،واون پیکر بی سر بچش میبینه،برای اذیت نشدن بقیه،سکوت میکنه وبه هیچ کس نمیگه چی شده،منم صحنه تصادف تو مسیرم بود،پیاده شدم یکم خاک گوشه جاده بود،زدم کنار ومغز برادرم دیدم،بمیرهههه خواهری که حامل مغز برادرش تا پزشک قانونیه،وقتی رسیدم خونه پدرم جلو در بود،بغلش کردم گفتمبمیرم چی دیدی،در گوشم گفت توام دیدی؟بخاطر بقیه هیچ نگو،هیچچچ وقت،بزار بقیه نفهمن جگر گوشمون چه مرگ بدی داشته،خلاصه سوختسم،پدرم ولی طاقت نیورد وسر سال فوت کرد،ومنی که ۵ساله....