ما یک شب رفتیم قم زیارت جا نداشتیم اونو ببریم حالا رفتیم دم خونشون سوهان دادم دست بچم ، به جای زیارت قبول ایستاده با تخم به بچم میگه این چیه ما سوهان نمیخواهیم چرا منو نبردی دلم برا بچم سوخت گفت وقت نداشتیم از دستش راضی نیستم
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
باورت میشه تو لنگه در اینطوری کرد من خشک شدم اصلا بعد سلام کردم گفت سلام زیارت قبول زیر زبونی، همیشه میگه من چرا مریض میشم دلم میخواد بهش بگم ببین دل کسی را نشکسته ای ولی نگفتم