ناخواسته باردار شدم بعد بخاطر تغییرات هورمونی شدید دچار اظطرابو جنون شدم بعد با قرص روانپزشک اروم شدم ک دچار بی خوابی های افتضاح شبانه شدم بعدم ک اومدم نفس بکشم گفتن جنین دختره و من دوسش دارم اما همه مدام اذیتم می کنن و باعث شدن افسردگی بارداری گرفتم و میترسم دخترم بدنیا بیاد و اذیت بشه تو این دنیا خلاصه قانع شدم سقط کنم که گفتن دیر شده ۵ ماهته الان موندم و یه دنیا افسوس دیگه راهی حز خلاص کردن خودم نیست انگار