بچه ها من بینیمو عمل کرده بودم چند وقت پیش برادرم زنگ زد می خوان بیان عیادتم .اومدن با زن و بچش ومادرم که طبقه پایین داداشم هست(مادر پدرم پیر هستن واختیار دارشون برادرم هست یعنی اموال وکارتهای بانکی پدرم دست برادرم هست)برادرم ۷ عدد موز برا عیادتم اورده بودسیاه شده بودن منم تعارف خودشون کردم بچه هاش دوتا بر داشتن درست ۵ تا موز سیاه شده موند خیلی بهم بر خورد ولی به روم نیاوردم جالب اینجاس با اینکه مریض بودم مادرم هم پیره گذاشتن خونم رفتن گردش می دونستن نمیتونم شام بپزم هر وقت هم واسه عیادت یا مراسمی بیان با پدر مادرم می یان تا از کارت پدرم واسم چیزی بخرن.پارسال برادرم بیمارستان بستری بود شوهر رفت کارای بیمارستانو جفت و جور کرد عیادتش رفتیم دست پر ،حتی هزینه خرتو پرت بیمارستانو شوهرم حساب کرد بعدا برادرم اصرار کرد بده شوهرم گفت چیزی نبوده نگرفت .درست یه ماه بعد از برادرم زنش آپاندیس گرفت .من خودم با بچه هام رفتم عیادتش از سر کوچشون موز خریدم بردم شب بود موز مجلسی نداشت،کمی کوچیک بودن موزا ولی سیاه نبودن اصلا فقط مجلسی وبزرگ نبود.حالا زنداداشم بهش بر خورده صد برابر بدتر اومدن خونم از،زنداداشم ناراحت نیستم از برادرم دلخورم خجالت نکشید ۷ عدد موز گندیده اونم از کارت پدرم که دستشه رو اورد تو خونم جلو شوهرم نا راحت شدم.خودشون از جیب پدر من می خرن دو خونواده .نظرتون چیه.کارت پدرم که دست برادرمه هم واسه پدر منه هم برادرم ولی کارت شوهرم متعلق به پسر مردمه.جالب اینجاس چند روز بعد برادرم زنگ زده اومدیم جایی با پدر شب مامان تنهاس اگه بشه شوهرتو بفرس بیاره خونت چون مامان تنها باشه من می یارم خونم چند روز می مونه منم یاد موزای گندیده افتادم بچمو فرستادم بمونه پیشش.دیروزم رفته بودم خونه بابام برادرم هی جلو شوهرم می گفت پاشو خونه بابا رو جارو بکش گفتم من تازه جراحی کردم نمیتونم خم شم.پدر مادرم به شدت وابسته برادرم هستن وهر چی اون بگه رو قبول دارن از طرف دیگه چون خیلی پیر هستن نمیشه بهشون چیزی گفت ابروی ادمو جلو فامیل می برن از ادم بد میگن چون پیر هستن همه قبول میکنن حرفشونو